بای بای
wonderful19.blogfa.com
خداحافظ![]()
خوش اومدین
wonderful19.blogfa.com
خداحافظ![]()
مدارس هم باز شد به همین مناسبت این شعرو تقدیم می کنم به همه ی دبیرای عزیز:
دبیر به هرچی نمرست
مارو به ده برسون مارو به ده برسون
دبیر دل ما تنهاست
مثل یه تک درخته
شاگرد بودی می دونی
شاگرد بودن چه سخته
دبیر نظر به ما کن
نظر به تنبلا کن
ما رو که مست صفریم
به حال خود رها کن
عجب صفایی داره
حال و هوایی داره
به دل می گم غم مخور
تکم دوایی داره
امیدوارم که همه ی دبیرای عزیز دانش آموزانشون رو درک کنن و برای نمره دادن پدر اونا رو در نیارن
آرزوها
کاش می شد همدم هر لحظه ی گل ها شویم
کاش می شد شاهد روئیدن آوا شویم
کاش می شد عازم دنیای خوبی ها شویم
کاش می شد مخبر آبادی دنیا شویم
کاش می شد شاعر زیبایی دل ها شویم
کاش می شد ناظر رقص شقایق ها شویم
کاش می شد ساکن اعماق دریا ها شویم
کاش می شد حامل صوت قناری ها شویم
خوب بید؟![]()
نظرم فقط تو پست اول![]()
تنها بازمانده ی یک کشتی شکسته به جزیره ی کوچک خالی از سکنه ای افتاد.او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد اما هر چه روز ها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذراند کسی نمی آمد.سرانجام خسته و ازپا افتاده موفق از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و دارایی های اندکش را در آن نگه دارد.
اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود.متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده بود و همه چیز در حال سوختن بود.از شدت خشم واندوه ذر جا خشکش زد.فریاد زد:خدایا چطور راضی شدی یا من چنین کاری بکنی؟
صبح روز بعد با صدای بوق یک کشتی که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید.کشتی آمده بود تا نجاتش دهد.مردخسته از نجات دهندگانش پرسید:شما از کجا فهمیدید من در اینجا هستم؟
آنها جواب دادند:ما متوجه علایمی که با دود می دادی شدیم.